شاه توئی بر همه عالم ملک وجود
قطب تو بر عالمی ، گر تو نبودی نبود
خاک درت ای بهین کعبه اهل سجود
سلام بر تو سلام ، درود بر تو درود …………. ( معلم فتاحی )
شبهای قدر برای ما نوجوانان تلخی و غمی داشت غیر قابل بیان که فقط خردسالی سنگینی آنرا کاهش می داد ، در آن شب های عزیز چشمانمان به پدری دوخته بود که در یک خانه کارمندی از فرش به عرش پرواز می کرد ، برای این سفر روحانی ، نیاز به تدارک زیادی نبود ، وضو با آب چشمه ای که از درون حیاط به دیگر خانواده های محل جاری بود ، یک جلد کتاب کلام اله که هنوز غریبانه چشم به آشنائی دوخته ، ویک قندان قند که همراه با دعا و ختم قران پدر در شب های قدر را، به دوا و درمان یک ساله مان تبدیل می گردید ، امشب این شب را به احترام پدر و تمام دوستان وی و دوستداران مولا علی ، چون درویش امیر حیاتی، صفات اله جمالی آقای جمالی ( معلم جمالی ) آقای فیروزی و سوزنی خالوی پدرم که هنوز آثار اشک چشمشانش ( از بی قراری در خواندن اشعار مولانا ) بر صفحات مثنوی بر جا مانده است ……… ..اختصاص می دهیم ، باشد که از نفس قدسی آنان توشه ای برای نیازمندانی، چون حقیر که از درمان فراری اند مهیا گردد.

دسته بندی مطالب
پیوندها