رفتارهای مربوط به اختلالهای مرتبط با مواد
دراین جابه شیوه هایی که مواد بررفتار انسان تاثیر می گذارند می پردازیم.گرچه هرماده ای تاثیر به خصوصی دارد، که به ترکیب شیمیایی وتاثیر آن برمغز یا بدن بستگی دارد، اما مروری برنحوه ای که مواد درکل رفتار را تحت تاثیر قرار می دهند، مفید خواهد بود.
اختلالهای ناشی از مواد
معمولا عبارتهای رانندگی تحت تاثیر ورانندگی درحالت مسمومیت، درگزارشهای مربوط به تخلفات وسایط نفلیه یا تصادفات به کار می روند.برای اینکه جدی بودن چنین اتهامی را درک کنید، مهم است بدانید منظور از مسمویت چیست. مسمومیت ناشی از مواد تجربه ناسازگارانه موقتی تغییرات رفتاری یا روانی دراثر جمع شدن مواد دربدن است.اجازه دهید به این تعریف نگاه دقیق تری بیندازیم.حالت مسمومیت ناشی از مواد، پدیده ای است موقتی که به دوره ای محدود می شود که مواد از لحاظ زیستی دربدن موثر هستند.رفتار فرد مسموم ناسازگارانه است، بدین معنی که عملکرد او به طرز قابل ملاحظه ای مختل شده است.درمورد مسمویت الکل فرد گفتار درهم برهم، حرکات چشم غیرعادی، راه رفتن نااستوار وخلق بی ثبات را تجربه می کند.درمقابل کسی که بعد از مصرف داروهای روان گردان (آمفتامینها) مسموم می شود، به تند شدن عملکرد بدن، وتعریق یالرز(احساس سرما) دچار می شود.حتی کسانی که مقدار زیادی نوشیدنی کافئین دار (قهوه، نوشابه و..) مصرف می کنند، به احساسهای بدنی ناراحت کننده، مانند عصبیت، کشیدگی عضلات، بی خوابی وبی قراری دچار می شوند.علاوه برتاثیراتی که به دنبال مصرف مواد روی می دهند، وقتی که مصرف برخی مواد قطع می شود، تغییرات بدنی وروانی نیز روی می دهند که به این واکنش، ترک مواد گفته می شود.کسی که درحالت ترک مواد است، به پریشانی یا اختلال زیاد درخانه، محل کار یا سایر موقعیتهای مهم زندگی دچار می شود.برحسب نوع ماده ای که فرد مصرف می کند، شکلهای مختلف ترک مواد وجود دارد.برای مثال ترک نیکوتین (ماده موجود در سیگار) معمولا اضطراب وتحریک پذیری رادربردارد. کسانی که مواد قویتری مصرف می کنند، به نشانه های ترک روانی وجسمانی بسیار شدیدی دچار می شوند که به مراقبت پزشکی نیاز پیدا می کنند.پدیده ای به نام تحمل، به ترک مواد ربط دارد.این حالت زمانی روی می دهد که فرد برای دستیابی به تاثیر مطلوب، به طورفزاینده ای به مقدار بیشتری از مواد نیاز دارد، یا زمانی که فرد احساس می کند بعد از مصرف یکسان مواد تاثیر آن کمتر شده است. برای مثال شاید مردی احساس کند که برای رسیدن به حالت آرامش، اکنون به دو بسته قوطی شش تایی آبجو نیاز دارد، درحالی که قبلا برای رسیدن به همین حالت، به یک قوطی شش تایی آبجو نیاز داشت.
مقدار مسمومیت ناشی از مواد وپریشانی همراه باترک مواد، تحت تاثیر نحوه ای که فرد داروی خاصی را دربدن خود وارد می کند، سرعتی که دارو تاثیر می گذارد، .مقدار دوام تاثیر دارو، قرار دارد.داروهایی که دراثر تزریق وریدی یا دود کردن، جذب جریان خون می شوند، از داروهایی که به صورت قرص مصرف می شوند، مسمومیت شدیدتری به بار می آورند.داروهایی که تاثیر فوری بربدن دارند، از آنهایی که به زمان بیشتری برای تاثیرگذاری نیاز دارند، آرامش بخش تر هستند.به علاوه داروهایی که تاثیر قوی اما کم دوام دارند، به احتمال بیشتری به الگوهای سو مصرف منجر می شوند، زیرا فرد دوست دارد بارها وبارها در زمان کوتاهی این تجربه را تکرار کند.
اختلالهای مصرف مواد
درچه صورتی مصرف مواد، سومصرف می شود؟ چه موقعی نیاز فرد به مواد به نقطه وابستگی می رسد واو معتاد می شود؟ درحال حاضر، سو مصرف مواد به این صورت تعریف می شود: الگوی ناسازگارانه مصرف مواد که ظرف یک دوره ۱۲ ماهه روی دهد وبه اختلال یا پریشانی شدید منجر شود که با یک مورد زیر یا بیشتر مشخص می شود: ۱) ناتوانی دربراورده کردن تعهدات ۲)مصرف مواد درموقعیتهایی که از لحاظ جسمانی خطرناک هستند ۳) مشکلات قانونی یا ۴) مشکلات میان فردی.
افرادی که مواد را سو مصرف می کنند، درمی یابند که زندگی شان از چندجهت تحت تاثیر قرار گرفته است.آنها تعهدات شغلی خود را نادیده می گیرند وتعهدات آنها درقبال خانه وخانواده تحلیل می رود.علاوه براینکه زندگی شغلی وخانوادگی آنها افت می کند، دست به مخاطراتی می زنند که به لحاظ شخصی خطرناک هستند ودیگران را به مخاطره می اندازند، نظیر اینکه هنگام مسمویت رانندگی می کنند یا دستگاههای پرقدرت را اداره می کنند.برای بسیاری از سو مصرف کنندگان مواد، مشکلات قانونی ایجاد می شود، زیرا رفتار آنها درموقعیتهایی قرارشان می دهد که از قانون تخلف می کنند.آنها علاوه بردستگیریهای مکرر به خاطر رانندگی درحالت مسمویت، با اتهامات رفتار توهین آمیز مواجه می شوند.سرانجام واز همه شایع تر، زندگی فرد سومصرف کننده مواد اغلب با مشکلات میان فردی مشخص می شود.آنها در دوره های مسمویت امکان دارد با افراد نزدیک جروبحث کنند وخشونت نشان دهند.حتی زمانی که فرد سو مصرف کننده مواد هوشیار است، معمولا روابطش متشنج وناخشنود است.بنابراین ویژگی اصلی سو مصرف، الگوی رفتاری است که به موجب آن فرد مصرف کردن مواد را ادامه می دهد حتی زمانی که معلوم است چنین رفتاری مخاطرات جدی دربردارد یا مشکلاتی را برای زندگی به بار می آورد.برای مثال یک استاد دانشگاه ممکن است اصرار داشته باشد هنگام مصرف نهار سه پیک مارتینی بنوشد، به رغم این واقعیت که این عمل توانایی تدریس کردن او را دربعد از ظهر مختل می کند.رفتار او سو مصرف محسوب می شود، زیرا مشروب خواری او مسئولیتهای شغلی اش را مختل می کند.درمقابل، خواهر اوکه گاهی همراه با شام یک لیوان شراب می نوشد، سو مصرف کننده الکل محسوب نمی شود، زیرا شواهدی از اختلال وجود ندارد.
مفهوم سو مصرف مواد، به اینکه فرد به آن ماده معتاد است یا نه، هیچ گونه اشاره ای ندارد.با توجه به مثال استادی که به سه پیک مارتینی نیاز دارد، سوال این است که او برای گذراندن روز، به چه مقدار از این مشروب نیاز دارد.اگر او به مرحله ای رسیده باشد که به این نوع مشروب خواری وابسته باشد، دراین صورت وابسته به الکل محسوب می شود. وابستگی به مواد نوعی الگوی ناسازگارانه مصرف مواد است که با مجموعه ای از نشانه های شناختی، رفتاری وفیزیولوژیکی ظرف دوره ۱۲ ماهه آشکار می شود که مصرف مداوم مواد آن را ایجاد می کند.
“نوشته شده از کتاب آسیب شناسی روانی”